سفر به گرای 363 درجه
 
هوشیار باشید ، فتنه دیگری در راه است ... (امام خامنه ای)

مواضع غیرقانونی و ریاکارانه آمریکا موجب شده حتی محافل ضدانقلاب ارتزاق کننده از بودجه این رژیم هم ولو به صورت ظاهری از این رویکردها ابراز برائت کنند. 

به گزارش جهان به نقل از کیهان محسن کدیور مدیر سایت جرس با اشاره به احتمال خارج کردن گروهک منافقین از فهرست گروههای تروریستی مورد نظر وزارت خارجه آمریکا نوشت: هیلاری کلینتون با انتخاب دشواری در قبال ایران مواجه است. گروهی در میان ایرانیان خارج از کشور سعی کرده اند که کرسی جنبش دموکراسی خواهی ایران را به خود اختصاص دهند و این موجب نگرانی رهبران [؟!] سبز شده است. نمونه کامل چنین گروهی سازمان مجاهدین خلق است که توسط دولت آمریکا به عنوان سازمان تروریستی شناخته می شود. ...


کدیور که به طور علنی هم تحت عنوان جایزه از محافل آمریکایی مخالف جمهوری اسلامی پول دریافت کرده، ادامه می دهد: این سازمان فاقد پایگاه سیاسی و یا حمایت مردمی قابل اعتنا در داخل ایران است. چرا که سالها در عراق از حمایت صدام حسین بهره مند بود. این گروه آخرین بارقه های احترام را در حالی از دست داد که در سالهای پسین جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷-۱۳۵۹) به نفع نیروهای دشمن وارد جنگ شدند. از این روست که شایسته است سیاستمداران آمریکا لاف لابی گردانان مجاهدین را در مورد محبوبیت این گروه در ایران به گوش تردید بشنوند.
وی همچنین نوشت: در حالی که سیاستمداران واشنگتن سعی در اعمال فشار بر همتایان تهرانی خود در مسائل هسته ای را دارند باید از اقداماتی که موجب صدمه به اعتماد و دوستی درازمدت بین مردم دو کشور خواهند شد دوری جویند. بیرون آوردن مجاهدین خلق از لیست سازمان های تروریستی باعث خواهد شد راست افراطی در ایران نهضت سبز را به برچسب این سازمان مورد تنفر ملوث و در نهایت تضعیف کند. حتی دولت بوش هم با همه اشتباهاتش می دانست که خارج کردن این سازمان از فهرست گروههای تروریستی، حرکت خطرناک بر صفحه شطرنج سیاست خارجی آمریکا خواهد بود.
از سوی دیگر اکبر گنجی یکی دیگر از عناصر فراری ارتزاق کننده از کمک های مالی دولت آمریکا، حمله نظامی آمریکا و غرب به لیبی را زیر سؤال توصیف کرد و نوشت: آمریکا پس از آن که بر سر پروژه هسته ای لیبی با قذافی به توافق رسید، لیبی را از زیر دید خارج ساخت. کسانی در ایران از سر استیصال دل به دخالت بشردوستانه دولتهای غربی به رهبری آمریکا بسته اند. می گویند اوباما با بوش فرق دارد، اوباما برنده جایزه صلح نوبل است. آری، ولی او پیش و بیش از هر چیز، رئیس جمهوری آمریکاست. در زمان مبارزات ریاست جمهوری با افتخار می گفت که به حمله نظامی به عراق رای نداده است و هرگونه تهاجم نظامی نیازمند مجوز کنگره آمریکاست. اما همو، اینک بدون مجوز کنگره آمریکا به لیبی حمله کرده است. سیاست دو معیاری دولت آمریکا در رابطه با منطقه خاورمیانه پرسش برانگیز است. به همین دلیل اوباما به صراحت گفته است که وقتی «ارزشهای ما» با «منافع ما» مقارن باشد، دست به اقدام خواهیم زد. در لیبی این گونه است. اما در بحرین و عربستان، نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر توسط سرکوبگرترین حکومت ها نادیده گرفته می شود، چرا که «منافع» آمریکا وجود همین دولتهای سرکوبگر را ضروری می سازد.
آنچه در نوشته های فریبکارانه محسن کدیور و اکبر گنجی به عمد مسکوت مانده، پاسخ به چند سؤال است و از جمله؛ اولا چه نسبتی میان نفاق جدید و منافقین قدیمی نظیر سازمان مجاهدین خلق وجود دارد که آمریکا همزمان از هر دو طیف حمایت می کند؟ ثانیا گروهک تروریستی منافقین در آشوب های خیابانی سال ۸۸ و دعوت های ناکام فتنه گران در اواخر سال ۸۹ برای تکرار اغتشاش نقش فعالی ایفا می کرد و به اعضای خود فراخوان داده بود که برخی از آنها در اغتشاشات مذکور و از جمله عاشورای سال ۸۸ و... بازداشت شدند. چرا هر دو طیف از آشوب خیابانی و شعارهای ساختارشکنانه آن هم در نقشه دیکته شده آمریکا حمایت می کردند؟ ثالثا چرا هنگامی که عناصر وابسته به گروهک تروریستی منافقین در آشوب ها بازداشت شدند جریان های فتنه گر مدعی اصلاحات (سبز) علنا از بازداشت شده ها با نام و مشخصات حمایت کردند؟ رابعا اگر آمریکا به خاطر منافع استعماری محض به حمایت از گروههای تروریستی یا اقدام های نظامی غیرقانونی می پردازد، سردمداران فتنه سبز باید توضیح دهند کجای منافع استعماری آمریکا قرار گرفته اند که کاخ سفید علنا از آنها هم حمایت می کند؟ به یقین همان گونه که اکبر گنجی می گوید آمریکا طرفدار ارزشهای انسانی نیست. بنابراین باید پرسید حمایت استعمار و استکبار از فتنه گران از چه جنسی است؟!


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱/۱٦ توسط مرتضی علیشاهی